تبلیغات
شکسته بال - متن نامه سرگشاده حامیان جوان به احمدی نژاد
شکسته بال
دستی بکش به بال و پرم،"فطرس"ات شوم..

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

متن نامه سرگشاده حامیان جوان به احمدی نژاد

صریح نیوز

متن نامه سرگشاده حامیان جوان به احمدی نژاد به این شرح است: 

 

جناب آقای دکتر احمدی نژاد 

ریاست محترم جمهوری ایران اسلامی

 

سلامی به صلابت سخنان آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست!

سلام و می دانیم که می دانید جسارت، اقتضای دوران جوانیست و این جوان اگر ذره ای تب مکتبی از نوع عاشورایی داشته و احیاناً احمدی نژادی هم باشد، می شود بت شکن و تابو برانداز و ضد محافظه کاری و همان که حافظ می گفت: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟!»

راستی پس از سلام و پیش از هر علیکی، رئیس جمهورا، ای کاش گام به وادی ریاست جمهوری نمی گذاشتید در این روزگار غربت ولایت  و حاکمیت باندها و تقسیم غنائم و رانت ها!

و مگر نه اینکه قبل از شما، مملکت گل و بلبل بود و شمع و گل و پروانه، جمعشان جمع و در کوچه و خیابانهای شهرها و به خصوص روستاها (با لهجه و بی لهجه)می خواندند: «همه چی آرومه ! همگی خوشبختیم !!!»

بگذار تا برای یک بار هم که شده نگذریم ... ، دوران سکوت بود و سازندگی سدهایی که انگشت صدها پطروس هم نتوانست سوراخشان را بند بیاورد! کرباسچی ها بزرگراه غرب را توسعه دادند! فائزه ها، زنان را بر زین دوچرخه ها به هواخوری می فرستادند!

کارگزاران عزیز از کیش تا آنتالیا و جزایر قناری روی بیت المال عرق می ریختند به شدت! و چه باک اگر مستضعفان روز به روز ضعیف تر شوند و صدای استخوان کارگران و کارمندان قراردادی و روز مزد همزمان با برافراشته شدن کاخ ها سر بر آسمان برآورد! و فریاد هل من ینصرنی رهبری در گوش آسمان طنین انداز شود در مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض.

حیاط خلوت دولت عشرتکده ای بود که شهریه پارو می کردند و مدیر و وکیل الرعایا می ساختند با مدرک آزاد! و امان از آزادی!

که این نعمت الهی و دستاورد انقلاب نیز به دست نااهلان افتاد و تسامح و تساهل فرهنگی شد شعار نامحرمان که ثار ا.. را قربانی خشونت علی (ع) فرض کردند و وحی را ثمره تجربه شخصی پیامبر اکرم (ص)!

به سادگی آب خوردن، زیراب همه چیز را می زدند و به اسم خصوصی سازی همه چیز ، اختصاصی می شد!!!

کوران شعر بود و شعار! گفتمان و گفتگوی تمدنها به نافمان می بستند که سوت و کف بزنیم تا کف بالا بیاوریم و نپرسید کسی که نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد؟! دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد؟!

و باز، بازی همان بود که بود؛ کارگزاران و مجاهدین ، مشارکت داشتند و پتروپارس و المکاسب هردو به طرفه العینی، محکم محاکمه و محکوم شدند؛ شدند؟!

شهرام جزایری ها مشاوره اقتصادی می دادند و زنجیره نشریات بر کیسه سپرده حج و زیارت مردم، بسته شده بود و می بستند دهان مخالفان را برغم شعار فریبنده «زنده باد مخالف من» و همان روزها که حضرت آیت الله مصباح یزدی را به جفا تئوریسین خشونت می نامیدند خبری از پایدارای و لیست های حامیان ایشان نبود؟! بود؟!

تعلیق را هم می پذیرفتیم و از تاول تنش زدایی مفرط، آویزان اشارات بوش پسر شدیم!!! و چه بد دست به سر شدیم و خاک بر سر که خون به جگر زعیم زمان شد در حادثه کوی دانشگاه!

آری، رئیس جمهورا، کاش رئیس جمهور نمی شدید در این کوران و بحران و وانفسای آخرالزمان!؟

زمانی که رسم است رأی ها را با گل یاس و لباس خلبانی و لیست حزبی و زیبایی پوستر و بزرگی بیلبورد و نان و نام و رنگین نامه های تبلیغاتی و روزی نامه ها جابجا کنند، شما را چه می شود که از عدالت دم می زنید؟! و حیا نمیکنید از احیای گفتمان انقلاب اسلامی آن هم از نوع اسلام انقلابی و ناب محمّدی (ص) !؟ و مگر نه اینکه گفتمان امام (ره) را میوه ممنوعه انقلاب و تاریخ مصرف گذشته و ارتجاعی معرفی می کردند .. 

آخر، رو کردن دست های آلوده را باید شعار داد برای روکم کنی! نه اینکه واقعاً رو کرد!؟ ایمان قلبی و اقرار به «آمنو» چه اشکالی داشت که عمل صالح را هم ضمیمه دانستید؟

مگر آقازاده ها چه هیزم تری به شخص شما فروخته بودند که به خاطر مردم،آقایانشان را برآشفته کردید!؟ و تصویر همسرانشان را در رسانه ملّی رسوا می کنی نه شطرنجی!؟ و دم از بیرون کشیدن بیت المال از کابین زنانشان می زنی!؟ و خیال تخریب کاخ سبز حضرات را داری!؟ کاش می شد و می توانستی و می توانستیم بگذاریم همچنان قرآنها بر سر زبانها بمانند و بگذریم از اینکه نهج البلاغه ها، دکور کتابخانه های چوب گردویی باشند!؟ و بیت المال، مال البیت شود!؟ و یارانه ها همچنان به جیب زیاده خواهان و شادخواران، سرازیر گردد؛ تو را چه به خاموشی شمع بیت المال!؟ تورا چه به مالک اشتر و مقداد و عمّار بودن!؟

مگر طلحه الخیر و زبیر سیف الاسلام و ابوموسی اشعری و خواجه ربیع الگوهای ظاهر الصلاحی نبودند!؟ و چه بسا رجال و صاحب منصبانی که پیمان خدا از علما مبنی بر برنتابیدن پرخوری شکم بارگان و گرسنگی مظلومان را از قول مولی علی(ع) نشنیده اند!؟ و از کلام امیرالمؤمنین (ع) روزه سکوت گرفتن و شتر بی شیر و بی سواری شدن در روزگار فتنه را فقط فهمیده اند و چه سخت است ابوذر ماندن در این زمانه!


ادامه را بخوانید

درباره وبلاگ

خواهم به خلق عشق تو را برملا كنم
هر جا كه می رسم، بشود؛ داد می زنم ... :
این آقا ارباب منه...
مدیر وبلاگ : محمدصالح نصیری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان