تبلیغات
شکسته بال
شکسته بال
دستی بکش به بال و پرم،"فطرس"ات شوم..

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست..


ما از خواب راحت چی می فهمیم ؟!

فک می کنم تصویر کاملا گویاست...

جای راحت ، همونجاست که راحتی.......

ده شب عشق و شور..

کسی شبیه ِ تو حرف مرا نمی فهمد..

بدون مقصد پایانه ها شبیه هم اند 

همین که دور شوی خانه ها شبیه هم اند

کسی شبیه تو حرف مرا نمی فهمد ؛

مسلم است که بیگانه ها شبیه هم اند

من و تو از غم دوری شبیه هم شده ایم

که بعد زلزله ویرانه ها شبیه هم اند

به پای سوختنم اشک از چه می ریزی ؟

به چشم شمع که پروانه ها شبیه هم اند

مرا شراب نگاه تو مست کرده فقط

که گفته است که پیمانه ها شبیه هم اند ؟

تو سرزمین منی ، من شبیه بادی که

نبست دل به تو ؛ دیوانه ها شبیه هم اند

بیا کمی متفاوت به آخرش برسیم

وگرنه اولش افسانه ها شبیه هم اند

کسی که میرود از گم شدن نمی ترسد؛

بدون مقصد پایانه ها شبیه هم اند...

غزاله شریفیان

فعلا همینجام..

به بهانه سالروز شهادت سیدشهیدان اهل قلم آقا مرتضی آوینی ::

کودکان می انگارندکه فرصتی پایان ناپذیربرای زندگی دارند،اماچنین نیست وبرهمین شیوه دههاهزارسال است که ازعمزعالم گذشته است.یعنی بقاوجاودانگی رادراینجانمیتوان جست وهرکس جزیکبارفرصت گوش سپردن به این سخن را نمی یابد.کودکان میپندارندکه فرصتی پایان ناپذیربرای زیستن دارندامافرصت زیستن چه درصلح وچه درجنگ کوتاه است،به کوتاهی آنچه اکنون ازگذشته های خویش به یادمی آوریم..


بعضا میخوام به یکی بگم محکم بزنه پس کله م ، بعد که با ناراحتی می پرسم: چته ؟؟! اون با ناراحتی

 بیشتر جواب بده : خودت چته؟؟!!  حواست کجاست ؟؟؟   و من سرم رو پایین بندازم بگم "نمی دونم"

 والااا.. بچه شدم .. دنیا سرگرمم کرده.. فک میکنم خیلی دیگه هستم..

یادت بخیر سید مرتضی ..  یه زمانی خیلی بیشتر از حالا مانوس بودیم...  نمی دونم این نفس تا کجا

 میخواد بازی بده... 



وبلاگ جدیدم

 انشالله از این به بعد  در این آدرس می نویسم

shekastehbal.blog.ir

با سنگها بگو...

تنهایی از تمام زوایا نفوذ کرد
ناباوری بس است
با سنگها بگو
آیینه بی کس است..

نوشداروی طرح ژنریک|مرحوم سیدحسن حسینی


(یادش بخیر.. ترم اول دانشگاه، کلاس ادبیات، استاد: ابوالفضل نظری ؛
اون زمان فقط کتاب "گریه های امپراتور" چاپ شده بود و منم اصلا شناختی ازش نداشتم..  و اما الان..
البته همه ایشون رو به اسم فاضل نظری می شناسن.
این اولین شعری بود که از خودشون  برامون خوند..)

کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است          از جواهر خانه ی خالی! نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین    آبرو داری کن ای زاهد! مسلمانی بس است
خلق دلسنگ اند و من آیینه با خود می برم    بشکنیدم دوستان! دشنام پنهانی! بس است!!

(این بیت رو که خوند گفت: "توی دانشگاه که راه میرم، بعضا می شنوم زمزمه هایی که میگن: فک کردین این کیه؟!، ما با زیرشلواری توی خوابگاه دیدیمش !! .. 
بعضا قضاوتها  و حرفهای بعضی از دوستان قدیمی رو که می شنونم، عینا یاد همین حرف می افتم.. دوستانی که زمانی بر سر یک سفره نان و نمک معرفت خوردیم.. و الان .. نمی دونم چی میخوریم.. شاید گوشت بدن همو.......)

.
.
بر سر خوان تو تنها کفر نعمت میکنیم        سفره ات را جمع کن ای عشق! مهمانی بس است..



نبردسوریه از زبان نصرالله:

این نبرد برای ما گران تمام خواهد شد اما تاوان آن از در خانه در انتظار دشمن ماندن تا بیایند و ما را مانند چهار پا سر ببرند کم هزینه تر است.


سید حسن نصرالله: بار دیگر به قاتلان میگویم که شما از مردم سوریه حمایت نمی کنید و اگر فکر می‌کنید که با کشتن زنها و کودکان ما و نابود کردن خانه هایمان، ما را وادار خواهید کرد که از مواضع خود عقب نشینی کنیم سخت در اشتباهید؛ شما بهتر است به سابقه 30ساله ما با اسرائیل توجه کنید.

یکی از پاسخ های ما به اقداماتی نظیر انفجار بیروت این خواهد بود که اگر یک هزار رزمنده در سوریه داریم آنها به دو هزار نفر خواهند رسید و اگر پنج هزار نیرو داشته باشیم؛آنها 10 هزار نفر خواهند شد زیرا شما محل اشتباهی را برای حمله انتخاب کرده اید اگر نبرد با تروریست ها ایجاب کند که خود من و همه حزب الله به سوریه برویم برای حمایت از مردم سوریه، لبنان،فلسطین، قدس و مسئله مقاومت به سوریه خواهیم رفت.

هیچ کسی گمان نکند که اگر در جنگی علیه ما وارد شد می تواند تکلیف این نبرد را تعیین کند زیرا ما تکلیف نبرد و پایان آن را مشخص خواهیم کرد و همانگونه که در جنگ هایمان با اسرائیل همواره پیروز میدان بوده ایم به همگان میگویم که ما در نبردمان علیه تروریسم جهانی نیز پیروز خواهیم بود..

مشروح:
http://rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=165079
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920525000654

ای بهترین بهانه ی عفو خدا،حسین!

عاشقی مان اگر به ادعا هم باشد، مدعیان خوبی هستیم... به هر بهانه، سر از کوی دوست در میآوریم..
ماه رمضان می آید و ظهور جلوه ی رحمت واسعه ی خداوندی ست.. هر چند ظهورعام رحمة الله الواسعه، در محرم است..

"شعبان" خوش است چون "رمضان" و "رجب" ولی
 ماهی  به  غیرِ  ماه  " محرم  "  به  ما  نساخت...

وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

بعد از کنفرانس برلین جمعی از روحانیون انقلابی خدمت ایشان می رسند و از وضع موجود گله می کنند. حضرت آیت الله بهجت در جواب می فرماید: «مگر ما حرف خدا را گوش کردیم که حالا از خداوند گله می کنیم؟ بروید تقوا را رعایت کنید. این همه مفاسد به خاطر عملکرد خود ماست»..

جنگ 72 ملت..

 جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
 چون ندیدند حقیقت؛ رهِ افسانه زدند..

مادرشهید........ . . .

-گزیده ای از گزارش بازدید سر زده رهبری از خانواده شهیدان فاطمی-


..رهبر را که می‌بیند، اسپری‌ها خاصیت‌شان را از دست می‌دهند. به نفس‌نفس می‌افتد. یک نفس «آقا آقا» می‌گوید و قربان‌صدقه «آقا» می‌رود. به همه التماس می‌کند «تو رو خدا من رو دور آقا بگردونین» اما رهبر تشکر می‌کند و منع. او هم عبای رهبر را می‌گیرد و چندین‌بار می‌بوسد.

مادر از بیمار بودنش می‌گوید و بستری بودنش در بیمارستان. این که خواب دیده رهبر به پرستارها گفته مواظب او باشند و این که رهبر به او گفته خودم به عیادت شما می‌آیم. «حالا خوابم تعبیر شد»


"رهبر قرآن و سکه‌ای را به یادگاری به مادر می‌دهد. مادر هم کفن‌اش را می دهد تا رهبر امضا کند. بعد هم تسبیحی را که آماده کرده‌بود، به رهبر هدیه می‌کند. انگشترش را هم درمی‌آورد که هدیه کند: «نگین این انگشتر از اولین سنگ قبر امام حسینه. مال پونصد سال پیش.» رهبر می‌گوید انگشتر دست شما باشد بهتر است. همین تسبیح بس است و من با آن ذکر خواهم گفت. با همان تسبیح سبزرنگ قدیمی رنگ و رو رفته.

... رهبر که بلند می‌شود، قربان‌صدقه رفتن مادر دوباره شروع می‌شود. اما این بار به زبان ترکی: «آقا! اوزوم. بالام. سَنَه قربان» و رهبر هم به همان ترکی جواب می‌دهد. بقیه حرف‌ها هم به همین زبان ترکی رد و بدل می‌شود و رهبر خداحافظی می‌کند. این بار کارگر خانه است که جلو می‌آید و عبای رهبر را می‌بوسد و زارزار اشک می‌ریزد. خیالش راحت است که می‌تواند به ترکی با رهبرش صحبت کند. فوری برمی‌گردم توی خانه و می‌روم سراغ کفن تا رویش را بخوانم: «اللهم انا لانعلم منها الا خیرا. و انت اعلم بها منا. سید علی خامنه‌ای»"

مادر شهید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خواهشا این صحبت های آقا رو هم بخونید..

زیادتر نگوئید از آنچه كه هست، از آنچه كه باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. اینها آن وظائف ماست. اینجور نیست كه ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابى هستیم، بنابراین هر كسى كه از ما یك ذره - به خیال ما و با تشخیص ما - كمتر است، حق داریم كه درباره‌اش هر چى كه میتوانیم بگوئیم؛ نه، اینجورى نیست. بله، ایمانها یكسان نیست، حدود یكسان نیست و بعضى بالاتر از بعضى دیگر هستند. خدا هم این را میداند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، باید این اتحاد و این انسجام حفظ بشود و این تمایزها كم بشود.
بیانات در دیدار اعضاى بسیجى‌ هیئت علمى دانشگاه‌ها - ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

و ما چه می فهمیم؛ انتظار مادرشهید را..



هوالظاهر || انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید؟ ما چه می فهمیم ! معنی دلتنگی را ...... || ما، ارزان..، نه! ارزان‌فروش بودیم. باید محک می‌خوردیم؛ چوب حراج برداشتیم و به جان خود افتادیم؛ خود را به قیمت مردگان فریاد زدیم. و کسی ما را نخرید؛ که قدر ناشناسان را قدری نیست...

منبع: http://www.negarkhaneh.ir/~warpic/PicDetail-186807/

در بسته نیست بال و پر شما شکسته است...

منبع:http://yaranemahdy90.ibsblog.ir/

 

گفتم کلید قفل شهادت شکسته است یا اندر این زمانه در باغ بسته است؛ خندید و گفت:

ساده نباش ای قفس پرست- در بسته نیست بال و پر شما شکسته است...

خواهشا اینقدر داد نزنید!

همیشه برام سوال بوده كه این داد و بیدادهای توی مجلس از كجاست..؟!
می گفتم شاید شركت كنندگانی كه از بیرون می آیند هسنتد.. بعد می پرسیدم خب چرا اینها رو بیرون نمی كنند و ..
نهایتا .. تا اینكه فهمیدم این نعره ها دقیقا از نمایندگان فرهیخته ی ملت است كه بلند می شود ..
اگر احیانا تا به حال دقت نكرده اید، صوت صحبتهای رئیس جمهور در مجلس رو گوش كنید..
واقعا به نظر میرسه هرجایی ممكنه باشه غیر از مجلس شورای اسلامی...
 عربده ... نعره ... داد و بیداد .. سر و صدا ..
 بعضی از آقایون كه هنوز قدرت تشخیص رفتار شخصی صحیح در جمع رو ندارند، بنده ای توقع دارم كه مصالح كشور را تشخیص دهند..
 نتیجه می شود همین .. كه می شود..

 
  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
 

درباره وبلاگ

خواهم به خلق عشق تو را برملا كنم
هر جا كه می رسم، بشود؛ داد می زنم ... :
این آقا ارباب منه...
مدیر وبلاگ : محمدصالح نصیری

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان